الملا فتح الله الكاشاني
15
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
از دنيا مگر يكروز هر آينه حق تعالى آن روز را دراز گرداند تا كه ولايت و حكومت كند مردى از عترت من كه نام او نام من باشد و كنيت او كنيت من باشد پر كند زمين را از عدل و داد همچنانكه پر شده باشد از ظلم و جور و مثل اين از ابو جعفر و ابو عبد اللّه مرويست پس بنابراين روايت صحيحه مراد ب الَّذِينَ آمَنُوا ( مِنْكُمْ ) وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ پيغمبر است و اهل بيت اطهار او عليه السّلام و جابر بن عبد اللّه روايت كرده كه چون آيهء يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ نازل شد گفتم يا رسول اللّه خدا و رسول را ميشناسم و اطاعت ايشان ميكنم اولى الامر كدامند كه خدا طاعت ايشانرا باطاعت خود و اطاعت تو مقرون ساخته فرمود اى جابر اولى الامر خلفاى منند و ائمه مسلمانان از پس من اولين ايشان على بن ابى طالبست بعد از آن امام حسن عليه السّلام آنگه امام حسين و بعد از آن على بن الحسين از عقب آن محمد بن على كه در تورية معروفست بباقر و تو او را دريابى اى جابر چون او را بهبينى سلام من بوى برسان و بعد از آن امام جعفر صادق بن محمد بن على آنگه موسى بن جعفر پس على بن موسى آنگاه محمد بن على و بعد از آن على بن محمد و از عقب او حسن بن على و بعد از او پسر حسن عسكرى كه هم نام منست و هم كنيت من حق تعالى مشارق و مغارب زمين را بدست وى بگشايد او از شيعهء خود غايب گردد غيبتى طويل كه بسبب طول آن مردمان بر امامت او ثبوت نورزند و اعتقاد نكنند مگر آنكس كه خداى دل آن را بايمان امتحان كرده باشد و جابر رواية كند كه من گفتم يا رسول اللّه در غيبت او شيعهء او را به او انتفاع باشد فرمود آنخدائى كه مرا به نبوة فرستاده كه ايشان بنور او مستغنى باشند و به ولايت او منتفع و اگرچه در غيبت باشد همچنانكه بآفتاب منتفع ميشوند و اگرچه ابر او را پوشيده باشد بعد از آن فرمود ايجابر اين از مكنون سر خداست و از مخزون علم او پس اين را بپوشان الا از اهلش جابر گفت چون مدت مديد بر اين بگذشت و من منتظر اين وعده بودم تا يكروز نزد امام على زين العابدين بن الحسين عليه السّلام رفتم و او با من اين حديث ميكرد نگاه كردم محمد بن على از حجرهء زنان بيرون آمد و بر سر دو گيسو داشت چون نيك نگريستم پهلوهاى من بلرزيد و موى بر اعضاى من راست شد زيرا كه علامتى كه رسول به من گفته بود در او مشاهده كردم گفتم يا غلام اقبل اى كودك روى به من آور روى به من كرد گفتم ادبر برگرد برگرديد گفتم هذا شمايل رسول اللّه و رب الكعبه بخداى كعبه كه اين خصايل رسول خداست پس ويرا گفتم نام تو چيست گفت محمد گفتم پدرت گفت زين العابدين على بن الحسين گفتم همانا تو باقرى گفت آرى يا جابر پيغام رسول را به من برسان گفتم رسول مرا بشارت داد كه تو چندان در دنيا بمانى كه ترا دريابم و فرمود چون ويرا دريابى سلام من بوى برسان اكنون يا محمد بن على رسول